افسرده نباشیم
ساعت ۱٠:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/٤  

برای جلوگیری از افسردگی می توان اقدامات زیر را انجام داد:

  • از موقعیت های دردناک بپرهیزیید، اگر این کار ممکن نبود به جنبه های غیر دردناک این موقعیت ها تمرکز کنید، در غیر اینصورت باید به خود جرات داده و از دیگران که رفتارشان برای شما دردناک است، بخواهید تا به گونه ای رفتار کنند که کمتر ناراحت کننده باشد. با بیانی روشن و بی غرض موقعیت مشکل زا را توصیف کنید و تمایل و خواسته خود را با بیانی عاری از سرزنش و مغرضانه مطرح کنید. 
  • اعتقادات بدبینانه و کمال گرایانه را که سبب پائین آمدن خلق می شود را از خود دور کنید، بکوشید که به جنبه های مثبت و خوش بینانه موقعیت ها توجه کنید.
  • سطح فعالیت خود را افزایش دهید، ورزش منظم را فراموش نکنید و برای کارهائی که برایتان برانگیزاننده و لذت بخش است، برنامه ریزی کنید.
  • به طور منظم با دوستان نزدیک و اعضای خانواده خود، که می توانید از نظر حمایت های اجتماعی روی آنها حساب کنید، دیدار کنید.
  • اگر شدت افسردگی زیاد بود به گونه ای که قادر به انجام کارهای فوق نبودید، حتما از قرص های آرام بخشبه طور موقت ) استفاده کنید تا دور معیوب افسردگی شکسته شود و بتوانید به فعالیت های امید بخش برگردید، پس از آن افسردگی اتان رو به بهبود خواهد رفت.


 
غما هنگ
ساعت ۱:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٤/۱٧  

در یک روز سبز و شاد مرد بی بهره از همه چیز

بر روی گیتارش خم شده بود

گفتند: تو گیتاری اندوهگین داری و نمی توانی آهنگها را چنان که

هست بنوازی.

گفت: آهنگها " هر چند سبز و شاد " 

آنگاه که از حنجره گیتار افسرده من نواخته شوند

هماره تغییر خواهند کرد و هماره اندوهگین خواهند شد.

                                                                    والیس استونز

                                                                         از کتاب: مردی با گیتار آبی



 
ایمان به خود
ساعت ۱٢:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٤/٥  

داخل قاب یک آینه و در آینه تصویر خود او.

فکر کرد "‌ آه این منم. " " واقعا منم و در این قاب چقدر افسونگرم. "

از آن به بعد دخترک هر روز قاب را به گردن می آویخت و آن را در دست می گرفت و نجواکنان می گفت:

" به تو ایمان دارم. "

قاب لبریز از افسون ویژه او بود و از آن روز به بعد هرگز دخترک بدون قاب نبود.



 
آتش عشق
ساعت ٢:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٤  

این رخ رنگ رنگ من هر نفسی چه می شود    

بی هوسی مکن ، ببین کز هوسی چه می شود

دزد دلم به هر شبی ، در هوس شکر لبی

در سر کوی شبروان ، از عسسی چه می شود

هیچ دلی نشان دهد ، هیچ کسی گمان برد

کین دل من ، ز آتش عشق کسی چنین شود

آن شکر چو برف او ، وان عسل شگرف او

از سر لطف و نازکی ، از مگسی ، چه می شود

عشق تو صاف و ساده ای ، بحر صفت گشاده ای

چونکه در آن همی فتد خار و خسی ، چه می شود

وز تبریز شمس دین ، دست دراز می کند

سوی دل و دل من از دسترسی ، چه می شود

 



 
بهانه ای برای خوب شدن!
ساعت ۱:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٢۱  

دیده اید برگ درختان را که کثیف و غبار آلود می شود ، و باران را که می آید و می شوید همه آلودگی ها را ؟!‌  طبیعت مدام خود را پاکیزه می کند و آلودگی ها را از خود دور می کند. طبیعت ، سرشار از پاکی است. هیچ گربه ای نیست که بعد ازغذا دست و رویش را لیس نزند و خود را پاک نکند.

وقتی  طبیعت سرشار از پاکی است  چرا ما از طبیعت الهام نگیریم  و پاکی را برای خود به صورت یک قانون درنیاوریم ؟!

حدیثی است از پیامبر اکرم صلوات الله که می فرمایند: شستن دست ها قبل و بعد از غذا روزی را زیاد می کند.

می دانید که عنکبوت نماد آلودگی است؟  حدیث است که : در هر خانه ای که عنکبوت باشد ، در آن خانه فقر هست. پس بیائید  پاک  بودن را در سال جدید تجربه کنیم:

از اتاقمان، از آشپزخانه امان ، حیاط منزلمان و باغچه خانه امان شروع کنیم.  

حدیث است که : آب و جارو کردن جلوی خانه روزی را زیاد می کند.

ماندن خاکروبه در خانه و نشستن ظرفهای کثیف شب و باقی ماندن آنها تا صبح مانع استجابت دعا و جذب موهبت هاست.

اگر بیرون خود را پاکیزه سازیم ، راحت تر می توانیم به خودمان فکر کنیم ، به ذهن ، روح و قلب خود فکر کنیم و آنها را از هرگونه خبث و پلیدی  پاک سازیم .

بیائید تا ذهن خود را پاک کنیم از نفرینها ،نفرتها، کینه ها ، و نبخشیدن ها.

اگر زبانتان آلوده به دروغ ، تهمت ، تمسخر،  تحقیر و  انتقاد بی جاست ، زبانتان مانع جذب موهبت است.

شاید یک نیت ناپاک و آلوده در روح و ذهنمان مانع استجابت دعا گردد.

سال جدید بهانه ای  برای پاکی !

زودتر شروع کنیم!



 
رجز خوانی عباس "شیر بیشه شجاعت"
ساعت ۱٢:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۱٧  

 امام عباس (ع) را روانه شریعه فرات می کند و او یک تنه در مقابل خیل عظیم دشمنان و در حالی که زمین زیر پای او می لرزد زمزمه می کند:

به خداوند عزیزترین و شکوهمند ترین سوگند و صادقانه ترین سوگند

و به حرم امن خدا و زمزم سوگند.

و به خانه خدا و ساحت مسجدالحرام سوگند که امروز پیکرم

به خون رنگین خواهد شد.

پیش پای صاحب کرامت و فضیلت:

حسین این افتخار پیشه پیشگام.

 

 اینک دشمن از هر سو به او حمله می کند و او فریاد بر می اورد که:

از مرگ نمی هراسم که مرگ نردبان آسمانی من است.

تا در میان شجاعان بخشنده چهره در پوشم.

جان من سپر آن زاده پاک مصطفی.

هان این منم عباس که به سقایت آمده ام.

و در هنگام مواجهه از هیچ شری بیم ندارم.

 

 در این هنگام زیدبن ورقا جهنی به همراه حکیم بن طفیل از پشت بر او حمله می کنند و دست راستش را از بدن جدا می کنند او شمشیر را به دست چپ می سپارد و می خواند:

به خدا سوگند که اگر چه دست راستم رابریدند

پیوسته و هماره از حمایت دین خویش دست بر نمی دارم

و از امام صادق برحقم

که نواده پاکزاد پیامبر امین است.

 حکیم بن طفیل بر جسارت خویش جری تر شد و دست چپ او را هم  قطع کرد. دشمن گرداگرد اوست و هر یک به شمشیری خنجری نیزه ای چهره ماه را زخم می زند. 

و عباس (ع) می خواند:

ای نفس! نترس از این کفار

بشارت باد برتو رحمت خداوند جبار

همراه با پیام آور سید مختار

خدای من! اینان که دست چپم را ستمگرانه بریدند

تو با گرمای آتش دوزخ پاداششان بده.

 دیگر تنها دو جمله از او شنیده شده است هر دو خطاب به حسین بن علی (ع)

 یکی پیش از فرو افتادن از اسب و دیگری پس از آن.

 جمله اول : اخی ادرک اخاک: برادرم برادرت را دریاب

 و آنگاه که امام به بالای سر او رسیدند این آخرین کلام او بود:

 یا ابا عبدالله! علیک منی سلام !

 سلام من بر تو ای اباعبدالله!



 
شکر
ساعت ٩:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٩/۱٦  

 

" در ادامه حتما بر روی لینک زیر کلیک کنید. "

                                       http://www.louzi.ir/clip/shokr/ 



 
آرامش ذهن
ساعت ۳:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٩/۱٤  

 اگر در تمام زندگی اتان تنها از کلام " متشکرم " استفاده کرده باشید همان  کافی      است.                                        "مایستر اکهارت"

منشا آرامش ذهن تمرکز کردن بر موهباتی است که از آنها بهرمند شده ایم و نه تمرکز بر آن چه نصیبمان نگشته است. اگر به دنبال آرامش ذهن هستید باید حس سپاسگزاری داشته باشید.

در خلال سالیان رشد به اکثر ما آدمها القا می کنند که شما خوب و عالی نیستید و ما خیلی زود این تلقین را می پذیریم و احساس می کنیم که در زندگی ما هیچ چیزی در حد مطلوب نیست نه خانواده نه دوست نه کار و نه هیچ چیز دیگر.

غبطه خوردن دقیقا از همین جا آغاز می شود که احساس رضایت در زندگی را از دست می دهیم. " اگر در محیط کارم احترامی داشتم..." "فقط اگر یک مرسدس بنز داشتم..."

شکرگزاری موجب آرامش بیشتر انسان می گردد. هر بار که می گوئیم : "متشکرم" در حقیقت خاطر نشان می سازیم که " آنچه را دارم می پذیرم. "

اگر می خواهید شکر گزار باشید هر صبح شکرگزار از خواب برخیزید.

اگر اعتقادتان این باشد که : " وقتی اوضاع زندگی ام بهتر شد آنگاه شکرگزار خواهم شد. "  مطمئن باشید که هرگز اینگونه نخواهد شد! اگر با زندگی بجنگید همیشه بازنده خواهید بود.

 زندگی اتان را بپذیرید تا ببینید که چگونه هر چیز آن در خدمت شما خواهد بود. 



 
چهار قطب در چهار سو
ساعت ٢:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٩/۸  

 افراد در برخورد با وظایف مسئولیت ها و تکالیف محول شده به آنها بر اساس نوع انگیزه اشان به چهار دسته تقسیم می شوند که می تواند موفقیت یا عدم موفقیت را برای آنان به ارمغان آورد :

  • افراد موفقیت گرا : این افراد شامل افرادی می شوند که انگیزه موفقیت آنها بالاست ( انگیزه موفقیت یعنی میل به پیشرفت ) و ترس از شکست آنها ضعیف است ( ترس از شکست یعنی میل و انگیزه اجتناب از شکست )

     خصوصیات این دسته از افراد : کاملا راغب  و مایل به انجام فعالیت های پیشرفت هستند و بدون اینکه نگران عملکرد خود باشند به این فعالیت ها می پردازند.  موفقیت آنها بالاست و در مورد اینکه می توانند کار خوب انجام دهند یا نه نگران و مضطرب نمی شوند.

  • افراد اجتناب کننده از شکست : ترس از شکست آنها بالاست و انگیزه موفقیت در آنها پائین است

خصوصیات این دسته از افراد : خیلی مضطرب می شوند و سعی می کنند با تعلل و بهانه آوردن و عدم انجام وظیفه محوله از شکست اجتناب کنند. این نوع از افراد تمایلی به انجام وظایف ندارند تا مبادا که شکست بخورند. یعنی برای رهائی از تجربه تلخ شکست اصلا وارد عمل نمی شوند و کاری انجام نمی دهند.

  • افراد سخت کوش : این افراد کسانی هستند که هم میل به پیشرفت در آنها بالاست و هم اجتناب از شکست در آنها بالاست.

خصوصیات این دسته از افراد : این دسته سعی می کنند به سوی موفقیت حرکت کنند اما به خاطر ترسی که از شکست دارند بسیار مضطرب هستند و دچار تنش. برای مثال این افراد در کلاس درس تقریبا همیشه موفقند ولی مدام از معلم در مورد نمرات خود سوال می کنند و در مورد عملکرد خود نگران و مضطزب هستند.

  • افراد شکست پذیر : دسته آخر افرادی هستند که هر دو انگیزه در آنها پائین است که به آنها پذیرنده شکست هم می گویند.

خصوصیات این افراد : این افراد اساسا نسبت به پیشرفت و شکست بی اعتنا هستند.

با توجه به این توضیحات من جزء گروه سوم هستم. شما فکر می کنید جزء کدام گروه باشید؟!



 
پرواز در آسمان علم
ساعت ٢:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۸/٢٠  

 

چند وقتی است که به نامه ای از _ روانشناس معروف _  ایوان پترویچ پاولف ( دانشمندی که مدتهای مدید از عمرش را صرف خدمت به جامعه بشری کرده است ) برخورد کرده ام. متن نامه بسیار عمیق  اثر گذار و لذت بخش است ( لااقل برای من اینگونه بوده است ) دوست دارم شما هم این نامه  را بخوانید و در لذتش با من شریک شوید :

  • بیش از هر چیز در کارهایتان منظم باشید. تکرار می کنم منظم باشید. خودتان را تربیت کنید تا در کسب دانش کاملا منظم باشید. ابتدا بکوشید تا به دامنه های علم دست یازید. پیش از آنکه بخواهید قله های آن را فتح کنید. هرگز پیش از تسخیر مرحله ای که پیش رو دارید به مرحله بعدی نروید. نکوشید تا نواقص دانشتان را پنهان کنید. صبر و خویشتن داری را پیشه خود سازید. سخت کوشی و پشتکار در انجام پزوهش علمی را بیاموزید. هر چند که بالهای پرنده بی عیب اند اگر پرنده به هوا متکی نباشد نمی تواند پرواز کند. واقعیت ها هوایی است که دانشمند بر آن متکی است. بدون ان شما هرگز قادر به پرواز کردن نخواهید بود. با این حال هنگام مطالعه آزمایش یا مشاهده سعی نکنید در سطوح امور باقی بمانید. گردآورنده محض واقعیت ها نباشید بلکه بکوشید تا به عمق رمز و راز آغاز آنها نفوذ کنید. مصرانه در جستجوی قوانین حاکم بر واقعیت ها باشید.

 

  • دومین شرط مهم فروتنی است. هرگز در هیچ زمانی فکر نکنید که همه چیز را می دانید هر قدر هم که مورد احترام دیگران باشید شهامت این را که به خود بگوئید " من نادانم " داشته باشید. نگذارید که غرور بر شما چیره شود.

 

  • سومین شرط لازم عشق است. به یاد داشته باشید که علم تمام عمر یک انسان را می خواهد. حتی اگر دوبار زندگی کنید باز هم کافی نخواهد بود. علم کوشش بی حد و حصر و عشق فراوان می طلبد. در کار و پزو هش خود برای کسب حقیقت عاشقانه عمل کنید.